نقد انیمیشن «رالف اینترنت را خراب می کند»

سادگی های کودکانه

علی رفیعی وردنجانی

رالف خرابکار ۲ «رالف اینترنت را خراب می کند» به کارگردانی ریچ مور و فیل جانستون، دار و ندار هالیوود برای بچه هایی است که تصویر رنگین کمان را به سیاهی شب ترجیح می دهند. این انیمیشن که در ادامه قسمت اول آن ساخته شده است، از نظر تکنیکی به مراتب در سهولت و درک محتوا از سوی مخاطب پیشرفت داشته و می تواند نمونه یک سرگرمی مفرح و آموزنده در جغرافیای بصری باشد.

*ترکیب جذابیت

رالف خرابکار ۲ نه تنها از نظر تاثیرگذاری یک قدم جلوتر از نمونه های انیمه در هالیوود است، بلکه شکل تاثیرگذاری آن مخاطب را دانای کل نامحدود می کند. روایت در انیمیشن به دو عنصر فعالِ شخصیت ها و زمینه، بستگی دارد. ارتباطی که کاراکتر های داستان بیرون از فضای مجازی با یک دیگر برقرار کرده اند، بشدت کلاسیک است و این ابژه نه تنها بر جزئیات خلق و خوی آنان تاثیر گذاشته، بلکه چهره و حجم آنان را مورد پوشش قرار داده است. غریبگی دو شخصیت اصلی (رالف و ونلوپ) در دنیایی که کم و بیش برای مخاطب هدف این انیمیشن آشناست، خود شروعی دوباره برای تعریف ابزاری است که نیاز به آگاه سازی و آموزش طرز بهره بری از آن از الزامات یک جامعه برای هدایت نو ظهوران یک خانواده است. این مهم به طرز شگفتی ساز هنر (انیمیشن) توسط رالف خرابکار صورت گرفته است، اما مسلماً زمینه ای که سازندگان چنین محتوایی برای مخاطب هدف خود مهیا کرده اند با اهداف همه جوامع فرهنگی سنخیت ندارد. از سوی دیگر شخصیت های بکار گرفته شده در انیمیشن های هالیوودی و مشخصا رالف خرابکار از ترکیب جذابیت های گذشته به دست آمده اند. همانطور که می بینیم در این انیمیشن شخصیت هایی مانند موآنا، مریدا، راپانزل و … در تقسیم بندی مجازی و حقیقی داستان به طرز ماهرانه ای به ایفای نقش می پردازند. سونیک در عصر بازی هایی با گرافیک پایین و وابسته به جو استیک زندگی می کند در حالی که بِل (دیو و دلبر) در فضایی مجازی با تزئینات فراوان در کنار دیگر شاهزادگان و چهره های سرشناس نفس می کشد. ایجاد دو دستگی از سوی سازنده میان شخصیت ها، پلی است برای رجوع به گذشته، آینده نگری با هدف تاثیرگذاری اخلاقی بر مخاطب (کودکان و نوجوانان) و استفاده از تکنیک های کلاسیک به روز شده که می تواند علاوه بر ایجاد فضایی نوستالژیک تاثیرپذیری را افزایش دهد.

*محتوای ارزشمند

دقیقا آنچه رالف خرابکار ۲ انجام می دهد، عملی است اخلاقی که با سادگی های کودکانه از سوی بزرگان حماقت محض خوانده می شود. ابژه ای که از نظر روانشناسی حائز اهمیت ویژه ای است و والدین در پرورش فرزندان باید به آن نظر جدی داشته باشند. دوستی خالصانه ای که میان شخصیت های اصلی داستان شکل می گیرد، در اثر وسوسه های دیداری و هیجانی باعث فاصله تنی و استحکام ناتنی می شود. در نهایت این رالف است که به دوری ونلوپ راضی می شود و مسئله این گونه به نظر می رسد که مولف نیاز به پذیرش درک و جدایی در روابط از کودکی را به گوشزد کرده است. انتخاب ها و تصمیمات ونلوپ نمونه بارز انسانی است تنوع طلب که نیاز به هیجان و درک آن به شکل های گوناگون وی را از  غول دوست داشتنی و ساده لوح (رالف) دور می کند، اما هرگز از میزان وفاداری نسبت به او کم نکرده است. پذیرش این واقعیت که روزی همه روابط شکل دیگری به خود می گیرند ( نه لزوما خاتمه یابند) مهمترین ابژه ای است که در این انیمیشن به مضمون تبدیل شده است. قبلا نیز گفته ام که امتیاز برتر انیمیشن نسبت به سینما تولید مضمون به روش ساخت محتوای کاراکتر محور است. در این انیمیشن کاراکتر ها دلیل اصلی محتوا هستند. همانطور که در لحظات پایانی می بینیم رالف های زیادی رالف ضد قهرمان را تشکیل می دهند و این ضد قهرمان در نهایت شکست را از قهرمان درون وی می پذیرد. ادبیات، سینما و تئاتر به دلیل وجود شخصیت در محتوایشان به ساخت انسان می پردازند  و به نظر من انسانی که ادبیات با کلمات می سازد، ارزش ستودن بیشتری نسبت به سایر هنرها دارد. در رالف خرابکار ۲ ادبیات، موازی با تکنیک و شخصیت ها حرکت می کند. نحوه گفت و گو میان شخصیت ها و تحرک و تصمیم آنان در لحظه کوچکترین لطمه ای به شکل مودبانه هنر نزده است و این ویژگی نه تنها در این انیمیشن بلکه در تعداد زیادی از آثار هالیوودی دیده می شود. سینمای هالیوود اگرچه از لحاظ معنایی در عصر تکنولوژی پیشرفتی نداشته و عقبگرد می کند، اما در حوزه ساخت انیمیشن باید اذعان کرد به قدرت ویژه ای رسیده که مخاطب هدف ناخودآگاه جذب آن خواهد شد.

/ سینما پارت /
منبع: بـانی فیلم

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک  
اطلاع از
بستن
بستن

Adblock رو غیر فعال کنید

بخشی از درآمد سایت با تبلیغات تامین می شود لطفا با غیر فعال کردن ad blocker از ما حمایت کنید