فیلم گاو

پوستر فیلم گاو
شناسنامه اثر

عنوان فیلم :گاو

نویسنده : غلامحسین ساعدی، داریوش مهرجویی

کارگردان : داریوش مهرجویی

تهیه کننده : داریوش مهرجویی

سال تولید : ۱۳۴۸

ژانر : درام

بازیگران : عزت‌الله انتظامی، علی نصیریان، جعفر والی، جمشید مشایخی


امتیاز فیلم درسایت IMDB  Gaav
(1969) on IMDb


خلاصه داستانعواملجوایزنقددیگرمطالب
تمام دارایی مش حسن تنها یک گاو است و از آن علاوه بر امرار معاش خانواده خود، افراد روستا را نیز بهره‌مند می‌سازد. مش حسن دلبستگی عجیبی به این گاو دارد. روزی که مش حسن به شهر رفته، گاو به علت نامشخصی تلف می شود و اهلی روستا با همفکری و موافقت همسر مش حسن نعش گاو را در چاهی می‌اندازند و پس از بازگشت مش حسن به او می گویند که گاو فرارکرده است ولی مش حسن باور نمی‌کند و فکر میکند به حاطر دشمنی با او گاو را اهالی روستا کشته اند.همین فکر خیال ها حال مش حسن را خراب می کند و خود را گاو می‌پندارد. تمام تلاش اهالی روستا ،بزرگان و ریش سفیدان، چاره ساز نمی‌شود و سرانجام کدخدا و مش اسلام تصمیم می‌گیرند او را برای مداوا به شهر ببرند؛ ولی در میانه راه مش حسن می‌گریزد و در دره‌ای سقوط می‌کند و به سرنوشت گاوش دچار می‌شود.
 کارگردان  داریوش مهر جویی

 فیلمنامه نویس  داریوش مهرجویی غلامحسین ساعدی داستان براساس قصهٔ «گاو» از کتاب عزاداران بَیَل اثر غلامحسین ساعدی

 بازیگران  عزت‌الله انتظامی علی نصیریان جعفر والی جمشید مشایخی فیروز بهجت‌محمدی عزت‌الله رمضانی‌فر پرویز فنی‌زاده خسرو شجاع‌زاده محمود دولت‌آبادی مهین شهابی عصمت صفوی مهتاج نجومی

 موسیقی  هرمز فرهت

 فیلمبرداری فریدون قوانلو

 تدوین  زری خلج

 تهیه کننده  داریوش مهرجویی

 مدیر تولید  حسن زندی ،عباس محمدی نام

 توزیع کننده  وزارت فرهنگ و هنر

 مدت زمان دقیقه۱۰۴

 ایران  لوکیشن روستای قزوین

  1. جایزه بهترین فیلم جشنواره بین‌المللی فیلم لاروشل ۱۹۹۴
  2. جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره بین‌المللی فیلم برلین ۱۹۷۲
  3. نامزد هوگو طلایی جشنواره بین‌المللی فیلم شیکاگو ۱۹۷۱
  4. برنده جایزه فیپرشی جشنواره فیلم ونیز ۱۹۷۱
  5. برنده جایزه بهترین فیلم جشنواره سینمایی وزارت فرهنگ و هنر ۱۳۴۹
  6. جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره سینمایی سپاس ۱۳۴۸

پیش از مواجهه با مرگ غیرطبیعی گاو «مش حسن»، مونتاژ از جزء به کل نماهای «پیش درآمد» فیلم، یک آشنازدایی تما م عیار را به نمایش می نهد: چهره های خشن و خیره اهالی روستا، اسارت دستان فرد بزرگ سالی در دست کودکان، ورود نابهنگام و تهدیدگر پسر «مش صفر» از عمق محو قاب به پیش زمینه، پیوستن کودکان آتش به دست به حاضران در میدان ماجرا و در نهایت اذیت و آزار جوانک خل وضع روستا از سوی کودکان در میانه تشویق و تماشای ناظران، از آغاز نشان می دهد که روستای مهرجویی و ساعدی کمترین شباهتی به روستای نمادین سینمای قبل و بعد از فیلم «گاو» ندارد.
شرارت، عنصر نهادینه این «پیش درآمد» است و مهم ترین فایده اش: فاصله انداختن میان ذهنیت مخاطب و رویکردهای ساده انگارانه در تحلیل فیلم است. اگر پذیرفته ایم «فرم» فیلم یعنی مجموعه ای از عناصر به هم پیوسته که روایت مشخصی را به نمایش می گذارند، پس حادثه محرک داستان (کشته شدن گاو مش حسن) شگردی جز برای گسترش شرارت یادشده نمی تواند باشد. ازاین رو ورود شخصیت اصلی فیلم (مش حسن) به متن، در تقابل با وضعیتی رخ می دهد که پیش تر برای مخاطب تشریح شده است. این وضعیت در صحنه ناپدیدکردن وحشیانه لاشه گاو مش حسن از سوی اهالی ده، گسترده تر می شود تا ثابت شود عبارت «بلوری ها» به عنوان طایفه ای منحوس و دشمنی موهوم و به یک معنا تجسم شرارت، جز فرار از واقعیت شرم آوری که اهالی ده به آن دچار شده اند معنای دیگری ندارد. تمهید چشمگیر فیلم نامه نویس برای پررنگ ترکردن این واقعیت، گسترش تقابل مش حسن با اهالی ده است. تصویر تهدیدگر «بلوری ها» برای اولین بار از زاویه دید مش حسن است که – هنگام کار در صحرا- بر ما معلوم می شود. حال آنکه مابقی در هیئت جمعی آدم طماع و ترسو و دلبسته به مناسکی منسوخ، درباره «بلوری ها» فقط حرافی می کنند؛ رویکردی که ناخواسته یکی از رهیافت های روان شناختی ژاک لاکان را در عرصه تحلیل زبان یادآوری می کند؛ «زبان در غیاب آنچه که نیست گشوده می شود». در دو صحنه پیش از آغاز جنون مش حسن، او یا مشغول به کار است یا صحبت از عملگی در روزهای بعدی می کند و مرگ گاو درست هنگامی رخ می دهد که او برای کار از ده خارج شده است. برعکس، مابقی در روز روشن شعار مبارزه با «بلوری ها» را سر می دهند وشب هنگام غالبا آن می کنند که دشمنانشان. اینجاست که بررسی میل ناخودآگاه جمعی اهالی ده نسبت به مش حسن کار دشواری نیست؛ مش حسن غریبه مزاحمی است که یا باید همرنگ جماعت شود یا به کلی نابود. مانع اصلی او برای همرنگی، گاوی است که سبب کار و زایندگی است (او به واسطه بهره مندی از ابزار کار مانند دیگران دزدی نمی کند). پس با حذف گاو، زمینه های لازم برای نابودی مش حسن فراهم می شود. مرگ گاو، مش حسن را دچار جنونی می کند که مانند جنون دیگر کاراکتر های ساعدی به خصوص سرهنگ در «آرامش در حضور دیگران»- از خصیصه های معرفتی پیشامدرن خود تهی است. اینجا با متنی تماما مدرن طرف هستیم و جنون – به عنوان عنصری روایی – صرفا تمهیدی است برای واکنش فرد مغلوب به یک گفتمان غالب.
مش حسن (به گواه دیالوگ ها) می داند که ادعای اهالی ده (فرار گاو او) واقعیت ندارد. پیش تر نیز به واسطه تاکید درست فیلم ساز روی کنش و کلام شخصیت مشکوکی به نام جبار – با بازی دووجهی و دقیق پرویز فنی زاده – بر ما نشانه هایی معلوم شده است. گویا «بلوری ها» از او سرقت بزرگی کرده اند، پس شوخی او مبنی بر اینکه «حالا نوبت گاو مش حسن است» مطلقا شوخی نیست؛ نماینده «روایی» مردم برای سرقت شبانه از «بلوری ها»، جبار است و در نهایت نیز از همراهی عباس و مش اسلام برای بردن مش حسن به شهر – به بهانه تنهایی خواهرش- سر باز می زند؛ حال آنکه پیش تر دیده ایم چگونه فاسق خواهرش را برای سرقت از «بلوری ها» شبانه همراهی می کند. جنون مش حسن در رابطه با فضاحت چنین جماعتی است که هردم گسترش می یابد و شگرد درست روایت برای اثبات این نکته، مجاورت بعضی صحنه های متضاد میان اندوه مش حسن و منافع طلبی دیگران است. بی سبب نیست که مش حسن جایی در اوج جنون ، اهالی ده را با «بلوری ها» یکی می انگارد؛ واکنشی که روی گردانیدن مش اسلام را (به عنوان تنها نقطه اتکای مش حسن) به همراه دارد. مش اسلام نیز مانند مش حسن در معرکه «پیش درآمد» فیلم حضور ندارد. در تمامی لحظات بحرانی، دوربین فیلم ساز به او نزدیک تر است؛ و به یک معنا، در بخش اعظمی از فیلم، او میان آگاهی کاذب مردم و جنون مش حسن در نوسان است. بااین همه ساده انگارانه است که بخواهیم روی گردانی او را تنها در واکنش به جنون پرده در مش حسن محدود کنیم. چاره کار تمرکز بیشتر بر جزئیات بصری روایت خویشتندار ساعدی و مهرجویی است. تا پیش از فاجعه نهایی، نگاه های اسلام به همسر مش حسن توام با شرمی روستایی است، اما به محض رخداد مرگ مش حسن، در صحنه ای که اسلام برای بردن گاری اش به روستا برگشته، این نگاه تهی از شرم می شود و جالب آنکه دوربین مهرجویی نیز – برخلاف دفعات پیش- این نگاه را بی واسطه به نمایش می گذارد.

نویسنده: رضا غیاث

روزنامه ایران، شماره ۳۸۰۴ به تاریخ ۱۴/۹/۸۶، صفحه ۲۲ (فرهنگ و هنر)

فیلم گاو جزو یکی از چند فیلم موج نو سینمای ایران است.

امام خمینی(ره) فیلم گاو را نمونه یک فیلم آموزنده و فرهنگی دانست.

  • تام میلن در ابزرور نوشت: «فیلم ایرانی گاو را فیلمی پخته، هوشیارانه و سرشار از زیبایی یافتم.»
  • هوشنگ کاووسی منتقد سینما، در نقدی که بر این فیلم نوشت، از آن به عنوان فیلمی «در یک قدمی یک شاهکار» یاد کرد.
  •  پرویز نوری منتقد سینما درباره این فیلم نوشت: از امتیازهای فیلم، یکی بازی عزت الله انتظامی است در نقش مش حسن که به توصیف نمی آید. عمیق، قوی و صادقانه است. در فصل های اختتامیه آنجا که به قالب گاو در می آید، بازی او تن را می لرزاند.
  • جووانی رابونی منتقد روزنامه اوونیر نیز گاو را کشف دوباره ایران نامید که با وجود نداشتن بروشور و زیرنویس درباره‌اش نوشت: «فیلمبرداری خوب، نورپردازی آگاهانه و میزانسن‌های دقیق همه و همه می‌توانستند تم احساسی و گاه به شدت فلسفی فیلم را القا کنند.»
  • لوموند در مقاله‌ای بعد از موفقیت فیلم گاو در جشنواره فیلم ونیز نوشت: «جشنواره ونیز به معرفی ایران می‌پردازد. صدای سینمای ایران برای نخستین بار به گوش می‌رسد و همراه با آن صدای کارگردان فیلم داریوش مهرجویی که سبکی تمام و کمال دارد، به طوری که آثار کورو ساوای ژاپنی و ساتیاچیت‌رای هندی را کم‌رنگ می‌کند.»
  • فیلم گاو مورد استقبال لوکینو ویسکونتی، ویتوریو دسیکا و فدریکو فلینی نیز قرار گرفت.
  • بخشهایی از فیلمنامه فیلم گاو به عنوان یکی از دروس کتاب ادبیات سال سوم دبیرستان (رشته های تجربی و ریاضی) گنجانده شده است.

  •  در فیلم فروشنده ساخته اصغر فرهادی عماد با بازی شهاب حسینی معلم هنرستان است و یکی از جلسات درس خود را به نمایش فیلم «گاو» ساخته داریوش مهرجویی اختصاص می‌دهد. مهرجویی درباره این تصمیم فرهادی مبنی بر پخش تصاویر فیلم «گاو» در اثر جدید خود گفت: «این کار خوبی بوده که آقای فرهادی انجام داده و فیلم را در سکانسی در مدرسه برای بچه‌ها نمایش داده است

 [“namasha id=”NKl6omKH]

امتیازبدهید

امتیازکل

User Rating: 3.4 ( 3 votes)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
بستن