تحلیل و بررسی فصل ۸ گیم اف ترونز

 

سازندگان گیم اف ترونز علاقه زیادی به معما گونه بودن سریال و عمیق شدن مخاطبان دارند به همین دلیل شما متوجه نکات ریز و شگفتی‌های پنهان این سریال نخواهید شد، مگر اینکه با تحلیل کامل و قسمت به قسمت فصل هشتم گیم اف ترونز با ما همراه باشید!

فصل هشتم گیم آف ترونز در تاریخ ۱۶ آپریل ۲۰۱۹ بعد از دو سال بالاخره به انتظارات پایان داد و از شبکه HBO پخش شد برای اطلاع از زمان پخش دقیق همه قسمت‌ها به اینجا مراجعه کنید.

اگر فصل‌های گذشته رو فراموش کردین شدیدا توصیه می‌کنم که خلاصه فصل‌های گذشته رو تماشا کنید تا داستان فصل جدید رو بهتر متوجه بشین.

اگر فصل هشتم را تماشا نکرده‌اید توجه کنید که ادامه این مطلب قسمت‌هایی از داستان را فاش می‌کند.

بررسی مقدمه جدید فصل ۸ گیم اف ترونز

از همون ثانیه اول مشخص شد که فصل هشتم یک فصل کاملا متفاوت خواهد بود از همانجایی که برای اولین بار شاهد مقدمه‌ی کاملا متفاوتی از سریال بودیم که به نحوی داستان این فصل رو بازگو می‌کند.

این ایده فوق‌العادس که برخلاف اکثر آثار دیگه که یک مقدمه خسته کننده از اسامی تیم تولید با یه سری تصاویر نامفهوم ارائه می‌دهند، گیم اف ترونز هر اپیزود رو از همون ثانیه اول جذاب آغاز می‌کند و مقدمه‌ای ساخته که احتمالا هرچه در داستان پیش برویم نکات بیش‌تری از آن دست گیرمان می‌شود، این که مقدمه مثل یک معما است که اگر آن را رمز گشایی کنیم به داستان این فصل پی می‌بریم حس بسیار جالبی دارد.

حالا به بررسی مقدمه می‌پردازیم فقط با اطلاعاتی که از قسمت اول داریم، مقدمه با تصویری از دیوار که به تازگی توسط شاه شب شکسته شده شروع می‌شود و انگار شروع مقدمه از نگاه شاه شب اتفاق میفتد چرا که بعد از وارد شدن دوربین می‌چرخد و زمین به سرعت تغییر رنگ می‌دهد که نشانه‌ی ورود زمستان و شاه شب است.

بعد دوربین به سرعت حرکت ‌میکند و وارد وینترفل می‌شود که نام قسمت اول هم همین است «وینترفل» و بعد دوربین به زیرزمین می‌رود مکانی که مجسمه‌ها نگهداری می‌شوند و جان اسنو هم درباره‌ی ماهیت واقعی خودش به عنوان «اگون تارگارین» در قسمت اول با خبر می‌شود تا به اینجا همه چیزهایی است که از قبل می‌دانیم و در مقدمه هم اشاره می‌شود.

بعد تصویر بعد از گذشتن از چند نشانه که حداقل تابحال نامفهوم هستند وارد «کینگز لندینگ» می‌شود و اینجا یک تصویر کاملا واضح از نشانه رفتن تیرکمان بزرگ به سمت سر اژدها نشان داده می‌شود که قطعا این تیرکمان نقش مهمی در ادامه سریال بازی خواهد کرد چرا که اگر قرار بود فقط یکبار با آن تیر پرتاب شود و آسیبی هم به اژدها وارد نکند(اتفاقی که در فصل گذشته در نبرد لنیسترها با دنریس افتاد) به نظر می‌آید دلیلی برای حضورش در مقدمه نباشد.
پس این‌جا دو حالت وجود دارد یا یکی از اژدهایان دنریس توسط این تیرکمان کشته می‌شود یا اژدهای شاه شب به کمک این تیرکمان و یک تیر از جنس شیشه‌ی اژدها کشته می‌شود که به نظر دومی محتمل‌تر است و احتمال اینکه این وسیله برای کشتن هر دو استفاده شود به نظر می‌آید که کم است.

آخرین چیزی که نمایش داده می‌شود اژدهایی است که یک ستاره دنباله دار روبرویش قرار دارد این تصویر به احتمال فراوان به سکانسی در پایان فصل اول اشاره دارد جایی که برن ستاره دنباله دار قرمزی را در آسمان می‌بیند و زنی که همراه برن و «هودور» است می‌گوید “که ستاره دنباله دار فقط یک معنی دارد پسر! اژدهاها” این که چقدر این ستاره‌ی دنباله دارِ قرمز رنگ مهم است مشخص نیست اما با توجه به این که این سکانس در فصل اول اتفاق افتاد و تا به این فصل هیچ اشاره‌ای به آن نشده بود فکر نمی‌کنم که نشان دادنش در مقدمه بی هدف بوده باشد.


بررسی قسمت اول گیم اف ترونز و نکات مهم

قسمت اول با نام وینترفل شاید به نظر یک قسمت ساده بود که اتفاق خاصی نداشت اما در واقع این قسمت پر از اتفاقات مهم و البته یادآوری‌های زیرکانه بدون نشان دادن گذشته و خسته کردن مخاطب بود و آنقدر نرم و هنرمندانه جلو رفت که قبل از اینکه متوجه بشویم قسمت اول تمام شد.

اولین سکانس با بازگشت جان اسنو و دنریس به همراه سپاهش آغاز شد این سکانس یادآور اولین قسمت‌های گیم اف ترونز بود جایی که پادشاه رابرت به همراه سپاهش به وینترفل آمد تا ند استارک را دست راست خودش کند.

Arya Game of Thrones

سکانسی که یک بچه در حال دویدن است از روی گاری می‌پرد و از لای جمعیت سعی می‌کند که سربازان را ببیند دقیقا کاری که آریا در کودکی‌اش هنگام ورود ارتش رابرت انجام داد و بعد در یک لحظه لبخند آریا را میبینیم که تایید می‌کند این همان یادآوری است و نشانه‌های دیگری مثل بچه‌ای که از بالای برج مثل کودکی‌های برن به ارتش نگاه می‌کند و در کل این سکانس نشان دهنده این بود که یکبار دیگر همه‌ی استارک‌های زنده در وینترفل جمع شده‌اند.

از همان ثانیه اول ورود ارتش به وینترفل مشخص است که ساکنان از حضور دنریس خوشحال نیستند و جان اسنو هم با دیالوگی که می‌گوید: “بهت گفته بودم شمالی‌ها خیلی به غریبه‌ها اعتماد ندارند” این برداشت ما را تایید می‌کند، بعد شاهد دیدار جان اسنو و برن هستیم که برن مثل همیشه سرد برخورد می‌کند و اصرار دارد که او دیگر برن نیست بلکه «کلاغ سه چشم» است بعد از آن ملاقات جان اسنو و سانسا و مهمتر از آن برخورد سرد سانسا با دنریس که کاملا مشخص است سانسا از حضور دنریس خوشحال نیست.

اینجاست که برن می‌گوید که شاهِ شب اژدها را مال خودش کرده، دیوار را خراب کرده و در حال لشکر کشی به شمال است همه کمی مکث می‌کنند و به نظر می‌رسد هنوز همه به حرف‌های برن باور ندارند و نمی‌دانند که چه قدرتی دارد.

بعد در جلسه‌ای که در داخل برگذار می‌شود متوجه می‌شویم که هیچکدام از متحدین شمالی با حضور دنریس و بدتر از آن زانو زدن جان اسنو جلوی دنریس راضی نیستند جان و تیریون سعی می‌کنند که متحدین رو قانع کنند اما سانسا که خودش هم دل خوشی از دنریس ندارد می‌گوید که نمی‌توانند اژدهاها، دوتراکی‌ها و ارتش دنریس را سیر کنند و خلاصه هیچکس قانع نمی‌شود.

چند لحظه بعد شاهد دیدار سانسا و تیریون هستیم و خوشحالم که گیم اف ترونز انقدر سریع با دیدارها کنار می‌آید و مثل دیدارهای قبلی با چند دیالوگ ساده و زیبا همه چیز به خوبی تمام می‌شود و اینجا سانسا هم به تیریون هشدار می‌دهد که نباید حرف ملکه(سرسی) را جدی بگیری مثلا تو باهوش‌ترین آدمی هستی که می‌شناسم تو دیگه چرا ؟!؟!…

بعد یورون گریجوی را به همراه سپاه بانک آهنین می‌بینیم که البته فیل به همراه ندارند و در ملاقاتی که بین سرسی و یورون گریجوی صورت می‌گیرد هم انگار سرسی مستقیم با طرفداران صحبت می‌کند و می‌گوید که خلاصه ببخشید نشد فیل‌هارو جور کنیم، بالاخره به هر دلیلی یا گرون قیمت بودن یا سخت شدن لحظه‌های اکشن در جنگ‌ها خبری از فیل در سپاه بانک آهنین نخواهد بود.

Iron Bank Army Commander

اینجا یورون گریجوی اعتراف می‌کند که چندتا از سربازان بانک آهنین را در میانه را کشته و به دریا انداخته که مشخص است فرمانده را عصبی کرده و این سکانس را به یاد داشته باشید چرا که احتمالا سرسی به وسیله‌ی همین فرمانده درس خوبی به یورون در آینده می‌دهد و این جملات بیهوده رد و بدل نشدند.

چند دقیقه بعد بالاخره یورون گریجوی هم به خواسته‌اش می‌رسد و با سرسی هم‌خواب می‌شود ولی کاملا مشخص است که سرسی به یورون احتیاج دارد وگرنه هیچ دل خوشی از او ندارد و می‌توان حدس زد که در ادامه سرسی چه بلایی سر گریجوی خواهد آورد.

Bronn

دسیتار سرسی کلایبرن تیرکمانی که تیریون با استفاده از آن به تایوین لنیستر یعنی پدر سرسی، جیمی و تیریون را کشت به بران که با جیمی و تیریون رابطه خوبی هم داشت می‌دهد و از او می‌خواهد که هردوی آن‌ها را در ازای مقدار زیادی طلا بکشد و شخصا شک دارم که بران همچین کاری را انجام دهد چون به نظر رابطه‌ی او با جیمی و تیریون عمیق‌تر از همکار یا هم رزم بود ولی از بران که خودش را برده‌ی پول می‌داند هیچ چیز بعید نیست.

تئون گریجوی خواهرش را از دست یورون نجات می‌دهد و از او جدا می‌شود تئون برای کمک به جان اسنو به شمال می‌رود و یارا هم که ملکه برحق سرزمین آهنین است تصمیم می‌گیرد در نبود یورون به سرزمین‌های آهنین برگردد و آن‌جا را پس بگیرد.

John Snow riding Dragon

در سکانس بعدی شاهد اولین سواری جان اسنو بر روی اژدها هستیم و از سوی دیگر «گِندری» که بک آهنگر خبره است در حال مجهز کردن افراد با شیشه‌ی اژدها برای جنگ با وایت واکر‌هاست اینجا یک تبر به «هاند» یا همان «سگ» می‌دهد و آریا هم از او درخواست سلاحی جدید دارد که نقاشی‌اش را به گندری می‌دهد و هردوی این سلاح‌ها نقش مهمی در جنگ با وایت واکرها خواند داشت به خصوص سلاح آریا که یکی از محتمل‌ترین کاندیداها برای کشتن شاهِ شب است.

Arya's Sword Drawing

یکی از زیباترین سکانس‌های این قسمت جایی بود که دنریس به سم گفت که پدرش و برادرش را با آتش اژدهاها سوزانده و سم که اول از دیدن «سر جوراه» خوشحال شده بود کاملا به هم ریخت و بعد از صحبت کردن با برن تصمیم گرفت که حقیقت را درباره‌ی پدر و مارد جان اسنو به جان بگوید جان فهمید که در اصل «اگون تارگارین» و وارث حقیقی هفت قلمرو است.

و اما راز آلودترین صحنه‌ی قسمت اول به میخ کشیده شدن پسر جوانی که سانسا برای آوردن سربازان خاندانش فرستاد توسط شاهِ شب بود که قبلا هم افراد زیادی را کشته بود ولی همه را به سپاهش اضافه می‌کرد ولی این‌بار پسر را با تعدادی دست قطع شده به یک شکل خاص به دیوار چسبانده بود و قطعا این شکل پیامی در برداشت تا به اینجا تنها تصوری که می‌توان از این شکل داشت شباهت آن با پرچم خاندان تاریگارین است بعضی‌ها ادعا کردند که شاید نشانه این است که شاه شب یک تارگارین قدیمی است که می‌خواهد جایگاهش را پس بگیرد ولی شخصا فکر می‌کنم این تئوری برای حقیقت داشتن زیادی آبکی است.

به نظر شما نقش روی دیوار چه معنای خاصی داشت ؟ و شاه شب چه رابطه‌ای با تارگارین‌ها می‌تواند داشته باشد؟


بررسی قسمت دوم گیم اف ترونز و نکات مهم

آخرین سکانس این قسمت هم جایی است که جیمی به وینترفل می‌رسد و خبر مهم این است که همه در شمال مطلع خواهند شد که خبری از کمک سرسی نیست و البته به محض رسیدن جیمی با برن برخورد کرد که او را در کودکی فلج کرده بود گرچه فکر می‌کنم این دیدار آنقدرها هم که به نظر می‌رسد حساس نیست چرا که برن دیگر خودش را برن نمی‌داند و می‌گوید که کلاغ سه چشم است پس احتمالا هیچ عکس‌العملی در مقابل جیمی نشان نخواهد داد.

قسمت دوم هم پخش شد و این‌بار هم مثل همیشه جذاب، خیره کننده و پر از نکات مهم، خب صحنه اول جایی بود که جیمی داخل وینترفل در مقابل مهمترین قدرت‌های حال حاضر وینترفل مشغول پاسخگویی است و برای کارهای گذشته‌اش مثل کشتن شاه دیوانه (پدر دنریس)، کشتن ند استارک و اتفاقات دیگر مشغول پاسخگویی است و اگر دقت کنید جیمی با همه‌ی افراد داخل اتاق حداقل یکبار جنگیده و هیچکس دل خوشی از او ندارد.

Sir Jammy

همونطور هم که پیش‌بینی کرده بودیم دیدار جیمی و برن آنقدرها هم دراماتیک نبود، برن طوری رفتار کرد که انگار اتفاقی نیفتاده و فقط دیالوگ جیمی موقعی که برن رو از پنجره به پایین پرت می‌کرد را تکرار کرد “کارهایی که ما به خاطر عشق انجام میدیم”، نکته دوست داشتنی در مورد این سکانس جایی بود که جیمی رسما اعلام کرد که از کارهایی که کرده پشیمون نیست و اگر مجبور بشه باز هم برای محافظت از خانواده‌اش این کارها رو تکرار می‌کنه و بعد چند دقیقه بعد کنار درخت از برن عذر خواهی می‌کنه و نشون میده که تنها کاری که از انجام اون پشیمونه آسیب رسوندن به برنه.

یک نکته خیلی کوچک که شاید از کنار آن ساده رد شده باشید جایی بود که جیمی گفت سرسی چند هزار سرباز تازه نفس داره که قطعا هر کس که از جنگ با وایت واکرها زنده خارج بشه توانایی مقابله با اون رو نداره، به نظر می‌رسه که ما همه این نکته رو میدونستیم ولی تایید اون توسط جیمی تئوریِ مهمی رو تایید می‌کنه که در ادامه توضیح میدم و متوجه اهمیتش خواهید شد.

بعد در ادامه‌ی همین صحنه برین از تارث بلند شد و از جیمی دفاع کرد، رابطه‌ی بین جیمی و برین یکی از قوی‌ترین روابط داستانه و این دو بارها و بارها با هم روبرو و همراه شدن از قطع شدن دست جیمی به خاطر برین تا همین آخرین بار که جیمی لقب شوالیه به برین داد همه پایه‌های یک رابطه قوی بین این دو کاراکتر است.

در ادامه شاهد صحبت‌های جیمی و تیریون بودیم که خیلی از گذشته حرف زدن از اتفاقاتی که پشت سر گذاشتن و نکته این قسمت حرف‌های تیریون درباره مرگ خودش هست، پیشبینی روش‌هایی که ممکنه کشته بشه و هر وقت کاراکتری انقدر راجع به مرگش صحبت می‌کنه بهتره بیشتر حواستون بهش باشه چرا که احتمال کشته شدنش بالاست و ازونجایی که شخصیت مورد علاقه خود آر آر مارتین تیریونه به نظرم اون در پایان داستانش ممکنه که تیریون رو بکشه تا یه پایان تراژدی بسازه.

بعد از اون دنریس به نظر میاد سعی داره که مشکلات بین خودش و سانسا رو حل کنه که همه چیز داره خوب پیش میره ولی در نهایت سانسا میگه که ما شمالی‌ها قسم خوردیم که هر اتفاقی بیوفته مستقل باشیم و دیگه به تخت آهنین وفادار نمونیم چرا که تخت آهنین خیلی با شمال مهربون نبوده واینجاست که باز همه‌ی مشکلات سر جاش برمی‌گرده و نشون میده که حتی اگر وایت واکرها رو شکست بدن و بعد موفق به شکست سرسی بشن هنوز هم مشکلاتی وجود داره، در این بین اشاره‌ای هم به عشق قبلیه دنریس شد که گفت بلندتر از جان اسنو بوده که مشخصا منظورش کال دروگو بود.

ملاقات بعدی مربوط به سانسا و تئون بود که بین این دو هم اتفاقات زیادی افتاده و اگر یادتون باشه تئون کسی بود که سانسا رو از دست رمزی بولتون نجات داد و حالا برگشته که کارهای گذشته خودش رو هم جبران کنه منظورم زمانیه که به وینترفل حمله کرد و اونجا رو غارت کرد.

جان اسنو هم بالاخره به برادران نایت واچ پیوست که البته الان فقط دو نفر از اونا باقی مونده سموئل تارلی و اِد و اینجاست که وحشی‌ها و اِد به جان توضیح میدن که لشکر مردگان نزدیکه و اشاره میکنن به اینکه هر خاندانی در شمال که خودش رو به وینترفل نرسونده الان دیگه جزی از لشکر مردگانه.

خب و بالاخره به مهمترین سکانس قسمت دوم و جایی که می‌خوام تئوری رو بهتون بگم، میرسیم جایی که همه دور یک میز جمع شدن و نقشه‌ای برای مقابله با نایت کینگ، اول جان اسنو شروع به صحبت می‌کنه و میگه که اگر می‌‌خوان لشکر مردگان رو شکست بدن تنها راهش کشتن نایت کینگه چرا که از لحاظ تعداد فاصله زیادی بین دو ارتشه بعد برن نکاتی از داستان رو بیان می‌کنه که دیگه می‌تونیم بگیم قطعی شدن نایت کینگ به دنبال کلاغ سه چشمه تا بتونه هر خاطره‌ای از دنیای انسان ها رو از بین ببره و یک سرزمین همیشه زمستان رو به وجود بیاره و توضیح داد که برن اولین نفری نیست که نایت کینگ قصد کشتنش رو داره بلکه اون همیشه به دنبال کلاغ‌های سه چشم قبلی بوده البته احتمالا توضیحات بیش‌تر و دقیق‌تری در این مورد در ادامه خواهیم شنید.

برن نقشه‌ای داره به این صورت که خودش رو تعمه قرار بده و نایت کینگ رو به سمت برن بکشن و بعد بتونن نایت کینگ رو در کنار درخت زندگی بکشن اینجاست که نکته‌ای که جیمی گفت دوباره به ذهنمون میاد البته این فقط یه تئوریه، ارتش بزرگ سرسی آمادس که پیروز این جنگ رو شکست بده و ما می‌دونیم احتمال اینکه در قسمت‌های بعدی جان اسنو و یارانش نایت کینگ رو بکشن و بعد برن از سرسی شکست بخورن و سریال تمام، چیزی نزدیک به صفره.

حالا پیش‌بینی ما اینه که نایت کینگ درسته به دنبال برن هست ولی اون یه موجود بی عقل نیست که فقط مستقیم به سمت برن بره و توی دام جان اسنو و دنریس بیوفته، به نظر میاد که نایت کینگ اصلا طبق پیش‌بینی اونا حرکت نخواهد کرد و در عوض با اژدهایش در حال حرکت به سمت کینگز لندینگه تا از اون سمت هم لشکری از مردگان بسازه و وایت واکرها رو با تعدادی از مردگان به وینترفل فرستاده تا از هر دو طرف به دشمنانش حمله کنه، اگر دقت کنید در آخرین صحنه این قسمت جایی که تصویر وایت واکرها رو نمایش می‌ده برعکس همیشه که نایت کینگ جلوی همه می‌ایستاد هرچه منتظر موندیم تصویری از نایت کینگ ندیدیم و در نظر بگیرید که شاه شب الان یه اژدها داره پس احتمالا اگر حضور داشت حداقل صدای اژدها رو می‌شنیدیم.

نکته بعدی در تایید تئوری اینه که قسمت سوم از فصل هشت یعنی قسمت بعدی طولانی‌ترین جنگ تاریخ تلویزیون قرار اتفاق بیفته و انتظار نداریم که این جنگ طولانی که شاید حدود یک ساعت و نیم طول بکشه همش در جایی به کوچیکی وینترفل اتفاق بیفته و با در نظر گرفتن این که این جنگ ۳ تا اژدها چندین هزار نفر آدم و چند صد هزار نفر لشکر مردگان رو داره بعید به نظر می‌رسه که کل جنگ در وینترفل باشه!

در ادامه هم صحنه‌ی زیبایی مثل جمع شدن دور آتیش آواز خوندن ملاقات هاند و آریا اتفاق افتاد که تماشایی و لذت بخش بودند اما به نظرم نکته پنهانی نداشتند و در اواخر این قسمت هم جان اسنو بالاخره حقیقت رو درباره هویت واقعی خودش به دنریس گفت و دنریس هم به نظر بیش‌تر از همه چیز احساس رقابت درونش شکل گرفت.

منبع خبر

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک  
اطلاع از
بستن
بستن

Adblock رو غیر فعال کنید

بخشی از درآمد سایت با تبلیغات تامین می شود لطفا با غیر فعال کردن ad blocker از ما حمایت کنید